دلم گرفته خدا

خرید بک لینک
ای روح دو صد مسیح محتاج دَمَت / زهرایی و خورشید غبار قدمت کی گفته که تو حرم نداری بانو؟ / ای وسعت دلهای شکسته ، حَرَمت . . .سلام میخوام براتون بنوسیم بانو جان ولی واقعا توانایی نوشتن در مقابل شماروندارم یه جورایی از روی شما خجالت میکشم ...یه جورایی نمی تونم تو روی شما نگاه  کنم شما اینقدر بزرگوارید و من اینقدر عاجز و گناهکار که واقعا نمی تونم باهاتون حرف بزنم .......خانم جان زهرا جان تو این روزا علاوه بر شما دلم برای مولامون هم خیلی میسوزه ....علی بدون شما خیلی بی کس تر میشه (ای مردم ای مردم دلم از دنیاتون سیره ...ای مردم ای مردم علی بی زهرا میمیره ) این شعر که این روزا زیاد زمزمش میکنم ......خانم جان زهرا جان ببخش اگه با وجود مدعی بودن شیعه ناراحتت میکنیم تو ببخش ...اگر با وجو درب و آتش چادر شما نیوفتاد و ما راحت چادر از سر باز میکنیم تو ببخش ....زهرا جان چادر یادگاری شماست و هر کس لیاقت این یادگاری و نداره اینو من با تمام وجودم میگم چادری بودن و حجاب لیاقت میخواد.........بارها تصمیم گرفتم لایق باشم و این یادگاریو حفظ کنم نشده ....خانم جان کمکم کن کمکم کن که عفت و حیا دوباره درونم زنده بشه مثل دوران گذشته زمانی که خیلی به شما نزدیک بودم زمانی که خیلی سعی در رعایت داشتم ......زهرا جان میدانم دل خوشی از من نداری میدانم حتی نمیخواهی شفیع فردی مثل من باشی ولی تورا به جان علی قسم دلم گرفته خدا...

ما را در سایت دلم گرفته خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 557 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 10:16

كهن دیارا، دیار یارا، به عزم رفتن، دل از تو كندم، ولی ندانم اگر گریزم، كجا گریزم وگر بمانم كجا بمانم؟ نه پای رفتن، نه تاب ماندن، چگونه گویم، درخت خشكی عجب نباشد اگر تبرزن طمع ببندد به استخوانم در این جهنم گل بهشتی چگونه روید؟ چگونه بوید؟ من ای بهاران، ز ابر نیسان، چه بهره گیرم كه خود خزانم صدای حق را سكوت باطل در آن دل شب چنان فرو كوفت كه تا قیامت در این مصیبت گلو فشارد غم زمانم كبوتران را به گاه رفتن سر نشستن به بام من نیست كه تا پیامی به خط جانان زپای آنان فروستانم سفینه ی دل نشسته در گل، نمی درخشد چراغ ساحل در این سیاهی سپیده ای نیست كه چشم حسرت در او نشانم الا خدایا! گره گشایا! به چاره جویی مرا مدد كن بود كه بر خود دری گشایم، غم درون را برون كشانم چنان سراپا شب سیه را به چنگ ودندان در آورم پوست كه صبح عریان به خون نشیند برآستانم، برآستانم كهن دیارا، دیار یارا، به عزم رفتن دل از تو كندم ولی جز آن جا وطن گزیدن نمی توانم، نمی توانم .... دلم گرفته خدا...

ما را در سایت دلم گرفته خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 9:13

سلام امروز روز درگذشت آیت الله احمد مجتهدی تهرانی هست و من به ایشون ارادت دارم اینم چند داستان زیبا از این استاد اخلاق دوست اشتنی .لطفا برای شادی روح ایشان صلواتی مرحمت بفرمائید :(اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین )ریشتراشیجوانی همیشه ریشش را با تیغ میتراشید. وقتی علت این کار را از او پرسیدند گفت: «مادرم میگوید پسرم! اگر تو ریش بگذاری مردم فکر میکنند سنت زیاد است. آن وقت میگویند حتماً مادرش هم پیر است. پس بهتر است قید ریشت را بزنی!»*درخت گردوشخصی زیر درخت گردو ایستاده بود و میگفت: «خدایا! همه کارهایت درست است فقط نمیفهمم چرا گردوی به این کوچکی را بالای این درخت بزرگ قرار دادهای ولی هندوانه به آن بزرگی را لای بتههای کوچک! » همینطور که داشت با خدا درددل میکرد ناگهان بادی وزید و گردویی روی صورتش افتاد و از بینیاش خون آمد. او به خودش آمد و گفت: «خدایا! کارت درست است. اگر یک هندوانه بالای درخت بود، معلوم نبود چه بلایی سرم میآمد!» *حلالم کنیکی از علما چند شب در هیأتی منبر رفت. شب آخر، پاکت چند شبی را که منبر رفته بود از صاحب مجلس گرفت. شخصی جلوی عالم را گرفت و گفت: «حاج آقا! بیزحمت یک دعا در گوش من بخوانید». آن عالم دعا را خواند. بعد آن شخص گفت: «آقا! من را حلال کنید». حاج آقا گفت: «حلالت کردم». چند دقیقه بعد آن عالم رفت تا برای خانهاش خر دلم گرفته خدا...

ما را در سایت دلم گرفته خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 9:13

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!::)ببرم بخوابانمش!لحاف را بکشم رویش!دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!حتی برایش لالایی بخوانم،وسط گریه هایش بگویم:غصه نخور خودم جان!درست می شود!درست می شود!اگر هم نشد به جهنم...تمام می شود...بالاخره تمام می شود...!!!****************من نه عاشق بودمو نه محتاج نگاهی که بلغزد بر منمن خودم بودم و یک حس غریبکه به صد عشق و هوس می ارزیدمن خودم بودم و دستی که صداقت می کاشتگر چه در حسرت گندم پوسیدمن خودم بودم و هر پنجره ایکه به سرسبزترین نقطه بودن وا بودوخدا می داندسادگی از ته دلبستگی ام پیدا بودمن نه عاشق بودمو نه دلداده گیسوی بلندو نه آلوده به افکار پلیدمن به دنبال نگاهی بودمکه مرا از پس دیوانگی ام می فهمید... دلم گرفته خدا...

ما را در سایت دلم گرفته خدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 9:13

صفحه بندی